د
الگو:ويکيسازي

معماری اسلامی شامل طیف گسترده ای از سبک های سکولار و مذهبی از پایه و
اساس اسلام تا به امروز، موثر در طراحی و ساخت و ساز ساختمان ها و سازه ها
در فرهنگ اسلامی . . انواع معماری اسلامی اصلی عبارتند از: مسجد جامع ،
آرامگاه ، کاخ و قلعه . از این چهار نوع، واژگان معماری اسلامی مشتق شده و
برای ساختمان ها از اهمیت کمتر مانند حمام عمومی ، چشمه و معماری داخلی
استفاده می شود .
خلافت اموی (661-750) ترکیب عناصر معماری بیزانس و معماری ساسانی ، اما
معماری اموی معرفی ترکیبات جدید از این سبک های غربی و شرقی. طاق نعل اسبی
به نظر می رسد برای اولین بار در معماری اموی، بعد از آن به تکامل به آن
پیشرفته ترین شکل در آندولوس . معماری اموی به وسعت و تنوع دکوراسیون، از
جمله موزاییک، نقاشی دیواری، مجسمه سازی و نقش برجسته حک شده با نقوش
اسلامی مشخص شده است. امویان معرفی بازویی کلیسا که تقسیم اتاق نماز در
امتداد محور کوتاه تر آن است. آنها همچنین محراب به طراحی مسجد است. این
مسجد در مدینه ساخته شده توسط ولید اولین محراب ، تو رفتگی در دیوار در
دیوار قبله، که به نظر می رسد به نمایندگی از جایی که من تا به حال پیامبر
ایستاده بود زمانی که منجر نماز. این تقریبا بلافاصله یکی از ویژگی های
استاندارد از تمام مساجد شد.
معماري اسلامي، شيوهاي از معماري است که تحت تأثير فرهنگ اسلامي بوجود آمده و داراي چند ويژگي است:
- معماري جهان اسلام
- همان گونه که از نام بر ميآيد اين گونه از معماري شامل معماري گسترهاي از جهان ميشود که ما با عنوان جهان اسلام ميشناسيم. معماري اين کشورها تحت تأثير ايدئولوژي اسلام در طول زماني مشخص قرار گرفته و به همين خاطر داراي برخي ويژگيهاي مشترک شدند.
- گستره مکاني
- در گستره مکاني جهان اسلام شامل:هند، افغانستان، کشورهاي آسياي ميانه و قفقاز، ايران، عراق، ترکيه، سوريه، فلسطين، مصر، تونس، الجزاير، مراکش (مغرب) رواج داشتهاست.
- گستره زماني
- گستره زماني معماري جهان اسلام را ميتوان از سالهاي اوليه ظهور اسلام
تا پيش از گستردگي عام معماري مدرن دانست. با اين حال نميتوان اين گسترگي و
نقش اثر گذار در معماري را در همه مناطق يکسان دانست. به عنوان نمونه
«چنين نقشي در مصر» از سال ??? (قمري) به وجود آمد[۱].
تاريخچه
هنر اسلامي تقريباً با روي کارآمدن سلسله «امويان» در سال ?? هـ. ق و
انتقال مرکز خلافت امويان از مدينه به دمشق، پديد آمد. با اين انتقال، هنر
اسلامي ترکيبي از هنر سرزمينهاي همسايه بويژه ايران گرديد.
مکاتب

برخي از کاربريها که تشابه عملکردي در گستره جهان اسلام دارند عبارتاند از:
- مسجد
- آرامگاه
- مدرسه
- کاخ
- کاروانسرا
فتح اسلامی ایران در قرن 7th منجر از معماران اولیه اسلامی به قرض گرفتن
و اتخاذ بسیاری از سنت ها و روش های امپراتوری فارسی افتاده . بنابراین
معماری اسلامی از قرض معماری ایرانی و می تواند برخی از آنچه به نام گسترش و
تکامل بیشتر از معماری ایرانی.
. در ایران و آسیای مرکزی، طاهریان ، سامانیان ، غزنویان ، و غوریان
تلاش برای قدرت در قرن 10th، و هنر یک عنصر حیاتی این رقابت بود. شهرهای
بزرگ، ساخته شده اند، مانند نیشابور و غزنی ( افغانستان )، و ساخت و ساز
مسجد بزرگ اصفهان (که ادامه خواهد داد، متناسب و شروع می شود، بیش از چند
قرن) آغاز شد. معماری تدفینی نیز کشت شده است.
نقد معماري اسلامي
ايرادي که برخي بر معماري اسلامي وارد کردند، اين است که اين نوع معماري
کارکردهاي ايستايي و سکون را به طرز برجسته نمايان نميسازد؛ در حالي که
در معماري اسلامي «سکون» هم حالت ظاهري دارد و هم حالت باطني. به عنوان
مثال، اگر در نقوش اسليمي و کنده کاريهاي مقرنس و کندويي شکل و گچ بريهاي
تزئيني اين بناها دقت کنيم، ميبينيم تمام اين عناصر دست در دست هم
دادهاند تا حالتي از «در» و «گوهر» را نشان دهند تا به نظر سبک و شفاف
برسند..
کاربرد بناها
مطالعه درباره معماري ايران, نشان دهنده چگونگي گسترش آن در طي پانزده
قرن گذشته است. در هر دوره بناهايي با ويژگيهاي گوناگون در روستاها, شهرها,
جاده هاي کارواني, مناطق کويري, گذرگاههاي کوهستاني و شهرهاي ساحلي ايجاد
گرديده که کاربردهاي متفاوت داشته اند.
اهميت معماري اسلامي وقتي آشکار مي شود, که بدانيم در ساخته هاي اين
دوره به کاربرد مادي و معنوي بناها ـ که از مهمترين ويژگيهاي آن است ـ توجه
شده است.
براي دريافتن اهميت اين ويژگيها در گسترش معماري شايسته است طبقه بندي بناهاي دوره اسلامي و کاربرد آنها را مشخص کنيم.
بطور کلي بناهاي دوره اسلامي را مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد:
الف) بناهاي مذهبي. شامل مساجد, آرامگاهها, مدارس, حسينيه ها, تکايا, و مصلي ها؛ ب) بناهاي غير مذهبي. شامل پلها, کاخها, کاروانسراها, حمامها, بازارها, قلعه ها و آب انبارها.
در دو گروه فوق از بناهاي دوره اسلامي, مکاني براي عبادت, تجارت و سکونت وجود داشته است.
معماری آذربایجان [ ویرایش ]
. فتح اسلامی ایران در قرن 7th نیز به کمک معماری اسلامی در شکوفا آذربایجان . [30] [31] این کشور خانه نخجوان و شیروان مدارس آبشرون معماری شد. [ 32 ] مثال از جهت اولین بار در معماری اسلامی آذربایجان، آرامگاه یوسف، ساخته شده در 1162 است. [32]
مدرسه شیروان آبشرون بر خلاف سبک نخجوان سنگ به جای آجر در ساخت و ساز استفاده می شود. در همان ویژگی های این روند عدم تقارن و کنده کاری سنگ، که شامل نشانه های معروف مانند کاخ شروانشاهان به .
ترکستان (تیموری) معماری [ ویرایش ]
مجموعه ای از سه مدرسه است، در سمرقند ، ازبکستان مدرن و روز . . معماری تیموری اوج هنر اسلامی در آسیای مرکزی . بناهای دیدنی و با شکوه ساخته شده توسط تیمور و جانشینان وی در سمرقند و هرات کمک به انتشار نفوذ ایلخانیان مدرسه هنر در هند، در نتیجه ظهور به مشهور مغول دانشکده معماری. . معماری تیموری با آغاز پناهگاه از احمد یاسوی در حال حاضر روز قزاقستان و در آرامگاه تیمور گور امیر در سمرقند به اوج خود رسید . این سبک تا حد زیادی مشتق شده از معماری ایرانی است . تقارن محوری ویژگی تمام ساختارهای عمده تیموری، به ویژه شاه در سمرقند و مسجد گوهر شاد در مشهد . دو گنبد از اشکال مختلف فراوانند، و خارج با رنگ های درخشان پرفیوژن.
معماری عثمانی [ ویرایش ]
نوشتار اصلی: معماری عثمانی
از مسجد سلیمیه توسط سنان در سال 1575 ساخته شده است. ادیرنه ، ترکیه. طرح استاندارد معماری عثمانی در بخشی از مثال ایاصوفیه در قسطنطنیه / استانبول الهام گرفته شده بود ، ایلخانان این نسخهها کار مانند آرامگاه اولجایتو و قبل از آن سلجوقی و آناتولی بیگ ها ساختمان های به یاد ماندنی و نوآوری خود را. معروف ترین معماران عثمانی بود (و باقی می ماند) سنان ، که تقریبا یک صد سال زندگی می کردند و صدها ساختمان، که دو تا از مهم ترین مسجد سلیمانیه در استانبول و مسجد سلیمیه در ادرنه . کارآموزان سنان بعد از معروف مسجد آبی در استانبول و تاج محل در هند ساخته شده است .
فراوان ترین و بزرگترین مساجد در وجود دارد [ترکیه]، که نفوذ از بیزانس به دست آمده، ایرانی و سوریه - طرح های عرب معماران ترکیه سبک خود را از اجرا گنبد گنبد. [29] برای تقریبا 500 سال معماری بیزانس مانند کلیسا از مسجد ایاصوفیه به عنوان مدل برای بسیاری از مساجد مانند مسجد ، مسجد سلیمان، و مسجد رستم پاشا عثمانی خدمت کرده است است.
عثمانی روش ساخت فضاهای گسترده و درونی محصور شده با ظاهر وزن رتبهدهی نشده است گنبد عظیم و دستیابی به هماهنگی کامل بین فضاهای درونی و بیرونی، و همچنین به عنوان نور و سایه تسلط. معماری مذهبی اسلامی که تا آن زمان شامل ساختمان ساده با دکوراسیون گسترده، توسط عثمانی ها از طریق واژگان معماری پویا تبدیل شد فولتس ، گنبد، و ستون. این مسجد از یک اتاق تنگ و تاریک با دیوارهای پوشیده اسلیمی را به یک پناهگاه زیبایی و تعادل فنی، ظرافت تصفیه شده و یک اشاره از تعالی آسمانی تبدیل شد.
کاخها
احداث کاخها در ايران به گذشته هاي بسيار دور باز مي گردد. مفهوم امروزي
کاخ با مفهوم اين کلمه در گذشته متفاوت است. در گذشته بناهايي منفرد با
نوعي معماري برتر از ديگربناها احداث مي گرديد که کاربردهاي متعددي داشت؛
مثلاً, ممکن بود زماني به عنوان معبد و نيايشگاه و گاه به جاي قلعه دفاعي و
سرانجام براي سکونت حکمرانان استفاده شود(چغازنبيل). بتدريج ماهيت اين
بناها تغيير يافت و کاخها ياقصرها در ايران مقر حکومت سلسله هاي مختلف شد؛
براي مثال در زمان هخامنشي تخت جمشيد, در زمان اشکاني کاخ آشور, در زمان
ساساني تيسفون و کسري و سروستان را مي توان نام برد. در دوره اسلامي
اينگونه بناها بتدريج براي سکونت و امور حکومتي استفاده گرديد.
از صدر اسلام کاخ يا بناي با شکوهي که در مقياس برتر ساخته شده باشد, به
جاي نمانده است. شيوه معماري کاخ العمره و کاخ المشتي ـ که در زمان امويان
احداث گرديد و بقاياي آن هنوز پابرجاست ـ از شيوه هنري عهد ساساني اقتباس
شده است.
از زمان صفوي احداث کاخها وارد مرحله تازه اي شد و در پايه تختهاي سه
گانه آنها (تبريز, قزوين و اصفهان) نمونه هاي جالب توجهي ساخته است.
کاخهاي چهل ستون, هشت بهشت و عالي قاپوي اصفهان, صفي آباد بهشهر, فين
کاشان و فرخ آباد ساري از مهمترين نمونه هاي شيوه معماري عهد صفويان هستند.
ايجاد کاخها به همين شيوه تا عهد نادرشاه (مانند کاخ خورشيد کلات) و عهد قاجار (مانند کاخ صاحبقرانيه و شمس العماره) ادامه يافت.
کاخها در ايران نقشه هاي گوناگوني داشته است: برخي کوشک مانند بوده اند(
مانند هشت بهشت صفي آباد), بعضي نقشه مربع و مستطيل داشته اند و برخي چند
ضلعي بوده اند.
مهمترين مسأله در ساختن کاخها, بويژه از عهد صفوي به بعد, تزيين با کاشيکاري, گچبري, آيينه کاري و سنگ کاري است.
کاروانسراها
ساخت کاروانسرا با توجه به اوضاع اجتماعي،اقتصادي و مذهبي، از روزگاران
قديم در ايران مورد توجه خاص بوده است. به طور کلي کاروانسراها به دو گروه
برون شهري و درون شهري تقسيم مي شوند.
توسعه راههاي تجارتي و زيارتي باعث شده که در بين جاده هاي کارواني در
سراسر کشور کاروانسراهايي براي توقف و استراحت کاروانيان بنا شود. موقعيت
جغرافيايي، سياسي و اقتصادي در ايران از علل ازدياد و گسترش اين بناها بوده
است. در ايران به فاصله هر چهار فرسنگ(?? کيلومتر) کاروانسرايي براي
استراحت بنا شده است. زيارت شهرهاي مذهبي مانند قم، مشهد و کربلا باعث شده
بود تا کاروانسراهاي متعددي در مسير جاده هايي که به اين شهرها منتهي مي
شود، احداث گردد(در مسير خراسان بزرگ، غرب به شرق، کرمانشاه و مشهد). اين
راه ارتباطي مهم از غرب به شهرهاي مذهبي نجف و کربلا و از شرق به حرم حضرت
رضا(ع) در مشهد متصل مي شده است. همچنين در زمان صفوي براي رفاه حال
زائران، کاروانسراهايي در اين مسير بنا شده که در حال حاضر بقاياي پنجاه
کاروانسرا باقي است.
معماري کاروانسراهاي ايران بسيار متنوع است. معماران با توجه به موقعيت
اقليمي سرزمين ايران، کاروانسراهايي با ويژگيهاي گوناگون احداث کرده اند.
در ساخت کاروانسراهاي برون شهري از نقشه هاي چهار ايواني، دو ايواني، هشت
ضلعي، مدور، کوهستاني و نوع کرانه خليج فارس استفاده شده است. در احداث
کاروانسراها مانند مساجد و مدارس بيشتر از طرح چهار ايواني استفاده شده و
اتاقهايي در اطراف حياط، براي استفاده مسافران ساخته شده است. برخي از
کاروانسراها با شيوه هاي آجر کاري، گچبري و کاشيکاري مزين شده اند(مانند
رباط شرف خراسان، کاروانسراي سپنج شاهرود و مهيار اصفهان).
حمامها
حمامها از ديگر بناهاي غير مذهبي ايران است که در شهرها و روستاهاي
مختلف احداث شده است. در اديان مختلف آيين شستشو, غسل و تطهير از اهميت
ويژه اي برخوردار است. طبق مدارک موجود توجه به پاکيزگي و طهارت در ايران
زمين به دوران قديم حتي پيش از زرتشت مي رسد. بنابراين نياز بشر به محلي
براي شستشو و تطهير, موجب احداث حمامها شده است. طبق مدارک باستانشناسي از
جمله قديميترين حمامها, حمامي در تخت جمشيد از دوره هخامنشي و حمامي در کاخ
آشور متعلق به دوره اشکانيان است.
بعد از ظهور اسلام, پاکيزگي ـ بويژه غسلهاي متعدد و وضو براي نمازهاي
پنجگانه ـ در زندگي روزمره مسلمانان از اهميت ويژه اي برخوردار شد تا جايي
که سخن پيامبر اسلام:«النظافه من الايمان» شعار هر مسلمان گرديد.
در شهرهاي اسلامي حمامها در گذرگاههاي اصلي شهر, راسته بازارها و کاخهاي
حکومتي طوري ساخته مي شد که براي تأمين آب بهداشتي و خروج فاضلاب مشکلي
پيش نيايد. شايد بتوان گفت حمامها پس از مسجد و مدرسه يکي از مهمترين
بناهاي شهري محسوب مي شدند.
فضاي اصلي هر حمام, شامل بينه, ميان در و گرمخانه بود. به اين ترتيب که
هر يک از فضاهاي فوق به وسيله راهرو و هشتي از فضاي ديگر جدا مي شد تا دما و
رطوبت هر فضا نسبت به فضاي مجاور تنظيم شود. کف حمامها از سنگ مرمر و ديگر
سنگها پوشيده شده بود, ازاره حمام با سنگ و کاشي تزيين مي شد. از جمله
تزيينات داخلي حمامها آهکبري به صورت ساده و رنگي بوده است (مانند حمام
گنجعليخان کرمان, کردشت ميانه و خسرو آقا اصفهان).
قلعه ها
آغاز خانه سازي بشر همواره با انديشه دفاع در برابر دشمنان همراه بوده است و قلعه ها مظاهر بارز انديشه دفاعي انسان هستند.
به طور کلي قلعه ها به دو گروه عمده تقسيم مي شود: قلعه هاي کوهستاني و
قلعه هاي دشت. همانطور که در معرفي کاخها گفته شد, از يک بنا ممکن است
استفاده هاي گوناگوني شود. از قلعه نيز در موقع آرامش و صلح به عنوان کاخ
استفاده مي شد. با اين توضيح تخت جمشيد را, با توجه به طراحي آن, مي توان
يک قلعه دانست. همچنين از تخت سليمان در تکاب آذربايجان غربي ـ که مکاني
مقدس بوده ـ گاهي به عنوان نيايشگاه و زماني به عنوان کاخ استفاده مي شده
است.
بزرگترين و مستحکمترين قلعه هايي که در ايران بنا شده, متعلق به فرقه
اسماعيليه است. اين قلعه ها در بلنديهاي رشته کوههاي البرز بنا شده
اند(مانند الموت, لمبسر, گردکوه, سارو و امامه).
معماري اينگونه قلعه ها جنبه نظامي و دفاعي داشته و طرح و نقشه آنها
ويژگيهاي گوناگوني دارد. قلعه ها در صعب العبورترين بلنديهاي کوهستاني بنا
مي شدند و چون طرح و نقشه اي از پيش آماده نداشتند, طراح يا معمار حصارها,
برجها, اتاقها و وروديها را با توجه به موقعيت طبيعي صخره ها, احداث مي
کرد. به اين علت اغلب قلعه هاي کوهستاني داراي طرح هندسي مشخص نبودند.
مصالح ساختماني قلعه ها بيشتر قلوه سنگ و آجر, و ملاط آن ساروج و آهک بود.
قلعه هايي که در دشت براي محافضت از کاروانها و يا براي استفاده سربازان
بنا مي شد عمدتاً طرح هندسي مشخص داشتند و داراي نقشه هاي مربع, مستطيل,
چند ضلعي و مدور بودند. اين قلعه ها داراي برج و بارو بودند و مصالح
ساختماني آنها نيز از آجر و خشت بود (مانند قلعه گلي ورامين, ميان گاله
گرگان, قوشچي اروميه و قلعه کهنه کرمانشاه).
در قرن دوازدهم هجري ايجاد قلعه در گذرگاهها به شيوه گذشته متوقف شد و
پاسگاهها و سربازخانه هايي به شيوه جديد احداث گرديد. همچنين در کرانه خليج
فارس قلعه هايي با سبک معماري غربي ساخته شد(مانند قلعه هاي هرمز, خارک,
قشم و بندر عباس).
آب انبارها
موقعيت اقليمي مناطق مختلف ايران تأثير زيادي در ابداعات معماري اين
سرزمين داشته است. از روزگاران کهن در کنار طرحهاي عمده تأمين آب مانند
ايجاد قنات و ساختن سد, به ذخيره سازي آبهاي زمستاني و مصرف آن در فصلهاي
کم آب و خشک سال نيز توجه شده است و «آب انبار» را به همين منظور بنا کرده
اند. قديميترين نمونه به جاي مانده, منبع ذخيره آب معبد چغازنبيل در
خوزستان از دوره هخامنشي است.
آب انبارها به دو گروه کلي عمومي و خصوصي تقسيم مي شوند. از نظر معماري
آب انبارها شامل منبع ذخيره آب, پوشش منبع, بادگير و هواکش, راه پله, پاشير
و سردر تزييني و کتيبه هاست که در اشکال گوناگون مکعب, مستطيل, استوانه اي
و چند ضلعي ساخته شده اند.
مصالح ساختماني آنها سنگ و آجر, شفته آهک و ساروج است. تعدادي از اين آب
انبارها با آجر و کاشي تزيين شده اند(مانند آب انبارهاي قزوين, ده نمک
سمنان و پنج بادگير يزد).
بازارها
سابقه ايجاد بازار در ايران به روزگاران بسيار دور باز مي گردد. طبق
مدارک تاريخي بازار در بسياري از شهرهاي قبل از اسلام يکي از عناصر مهم
شهري بوده است
پس از اسلام, گسترش شهرهاي اسلامي و افزايش ارتباطات اجتماعي, ازدياد
راههاي کارواني, توسعه کاروانسراها و تبادلات اقتصادي موجب شکل گرفتن فضاي
بازرگاني و توليدي موسوم به بازار شد. در شهرهاي اسلامي بازار محور اصلي و
مرکز اقتصادي شهر بوده و انبارهاي مهم, مراکز توليدي, مراکز توزيع کالاهاي
گوناگون و مبادلات پولي در آن جاي داشتند.
بازارها بيشتر در امتداد مهمترين راههاي اصلي شهر ساخته مي شدند و در
اغلب موارد راسته بازار شاهراه اصلي شهر نيز بود که مهمترين و شلوغترين
دروازه ها را به مرکز شهر متصل مي کرد(مانند بازار سلطانيه, بازار اصفهان و بازار نايين). در بيشتر شهرهاي اسلامي مسجد جامع در کنار بازار قرار داشت.
دکانها در دو سوي راسته اصلي و راسته هاي فرعي قرار داشتند. برخي از
راسته ها به عرضه کالاهاي مخصوص اختصاص داشت؛ مانند بازار بزازها, کفاشها,
زرگرها و آهنگرها. کاروانسراهاي درون شهري ـ که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ـ
اغلب در پشت دکانهاي بازار قرار داشت و به وسيله راهرو يا فضاي کوچک به
بازار مرتبط مي شد. بسياري از سراها دو طبقه ساخته مي شدند و همه آنها
داراي حياط مرکزي بودند.
طول بازارها اندازه مشخص و معيني نداشت و به نسبت وسعت شهر و رونق بازار
متفاوت بود. طول راسته اصلي در شهرهاي کوچک و متوسط در حدود چند صد متر و
در شهرهاي بزرگ, بيش از يک کيلومتر بود و عرض بازارها بين پنج تا ده متر
بوده است.
در ساختمان بازارها از بهترين مصالح و شيوه هاي معماري استفاده مي شد.
ستونها و ديوارها بيشتر از سنگ و آجر بود و براي پوشاندن سقف از گچ و آجر
استفاده مي کردند. براي پوشاندن دهانه هاي بزرگ مانند چهار سوها و تيمچه ها
از گنبد و کاربندي استفاده مي شد. پشت بام بازارها هم بيشتر با کاهگل
پوشانده مي شد؛ زيرا کاهگل هم عايق حرارتي بود و هم عايق رطوبتي. کف
بازارها اغلب خاکي بود که در اثر گذشت زمان کوبيده و محکم مي شد. البته
گاهي از سنگ وآجر براي پوشاندن کف بازار و حجره ها استفاده مي کردند.
به هر حال, بازار يکي از مهمترين بناهاي عمومي شهرهاي گوناگون است که در
وهله اول براي عرضه, توليد, تبادل و خريد و فروش کالا شکل گرفت, ولي بعدها
کارکردهاي متعدد فرهنگي و اجتماعي پيدا کرد. رشد و رونق اقتصادي منجر به
پيدايش انواع بازار شد که از ميان آنها مي توان از بازارهاي ادواري,
بازارهاي روستايي, بازارهاي ثابت, بازار بين راهي و بازارهاي شهري نام برد.
عناصر تشکيل دهنده معماري اسلامي
هر بناي دوره اسلامي چه بناي مذهبي, مانند مسجد و مدرسه و چه غير مذهبي,
مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهاي گوناگون تشکيل مي شود و گاهي نيز ممکن
است فضاي تازه به صورت الحاقي به بناهاي ديگر اضافه شود؛ مثلاً مناره يا
منار در مسجد و مدرسه که جزيي از بناست و به طور مجزا هم کاربرد دارد.
بادگير
معماران و استادکاران
ايراني با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي مناطق گوناگون ايران شيوه هاي
معماري را در شهر هاي مختلف توسعه بخشيدند؛ همان طور که به دليل سرما
ايجاد بناهاي فاقد ميانسرا در آذربايجان متداول بوده, ساختن بادگير نيز در
مناطق کويري رواج داشته است.
ساليان بس دراز, بادگير يکي از اجزاي مهم بناها در نواحي گرم و خشک
ايران بوده است. هر بادگير شامل برجهاي تهويه بر فراز ساختمان است. در
بالاي هر برج يک رشته دهانه هاي عمودي وجود دارد که در مقابل بادهاي وزان
قرار گرفته و براي گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين که رطوبت
را از يک حوض آب اخذ مي کند, تعبيه شده است.
در شهرهاي کويري ايران مانند کاشان, يزد و کرمان از بادگير در بناهاي
مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضي بناها حتي چندين بادگير
ساخته شده (مانند آب انبار پنج بادگير يزد). نوعي ديگري از بادگير وجود
دارد که در مناطق گرم و مرطوب جنوب کشور استفاده مي شود و فرق عمده اي که
با بادگيرهاي مناطق گرم و خشک دارد اين است که بادگير در منطقه مرطوب فقط
کار خو را از طريق جابجايي هوا انجام مي دهد. يعني اينکه ديگر مثله
بادگيرهاي منطقه گرم و خشک در پايين بادگير فاقد حوض مي باشد. به اين دليل
در آن منطقه از حوض آب استفاده مي شود که اولا رطوبت ساختمان را در آن
منطقه محيا سازد و ثانيا گرد و غباري که با هوا وارد مي شود، نيز بطريق حوض
بر طرف ميشود. کاربرد ديگر بادگير اين مي باشد که زماني که جريان باد
برقرار نيست بعنوان دودکش عمل مي کند و هواي گرم داخل خانه را به بيرون
هدايت مي کند.
پله
گرچه پله يک اثر معماري مهم به حساب نمي آيد, ولي کاربردهاي سودمندي در
معماري دارد. راه پله هاي مارپيچ داخل مناره ها و پله هايي که به بامها و
فضاهاي داخلي و خارجي بنا و به پاشيرهاي سراشيبي آب انبارها منتهي مي شود
از اهميت ويژه اي برخوردارند. همچنين پله ها, راههاي ارتباطي مفيد به طبقه
دوم يا پشت بام به شمار مي روند. در بعضي از بناها پله ها علاوه بر کاربرد
ارتباطي, وسيله سبک کردن حجمهاي ساختماني نيز هستند(مانند بناي تايباد
خراسان). مدرسه غياثيه خرگرد داراي هشت دستگاه پله است. همچنين مسجد کبود
تبريز پله هايي در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نماي اصلي متصل است و
چهار دستگاه در گوشه هاي گنبد خانه يا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم
متصل مي شود. مصالح ساختماني پله ها اغلب آجر است.
سردابه
تعداد بسياري از آرامگاهها مدفن اصلي شخصيتي مذهبي يا سياسي هستند که
زير طبقه همکف ساخته مي شدند. از آنجا که طبقه همکف بايد محلي براي زيارت
يا مراسم مذهبي مي داشت, معمولاً محل تدفين را در طبقه اي پايين تر از سطح
زمين مي ساختند. احداث سردابه بيشتر در آرامگاههاي ناحيه شمال و آذربايجان
مرسوم بوده است.
از قرن هشتم هجري به بعد نصب ضريح چوبي در روي مزارها به صورت سمبليک
متداول شد. صندوقهاي چوبي منبت کاري شده نام بسياري از درودگران هنرمند را
برخود دارد.
روشهاي ساخت و تزيين
به طور کلي آگاهي ما از نحوه ساخت, طراحي و ساير امور ساختماني دوره
اسلامي بسيار کم و محدود است. بدون شک ايجاد بناها, چه مجموعه هاي مذهبي و
چه غير مذهبي, مستلزم آگاهي از علومي چون هندسه, رياضي و طراحي بوده است و
استادکاران طي قرون متمادي با بهره گيري از علوم, توانسته اند شاهکارهايي
در هنر معماري به وجود آورند. متأسفانه در متون تاريخي دوره اسلامي مطالب
مهم و تصاوير چنداني در مورد چگونگي ايجاد بناها به چشم نمي خورد. تنها
نمونه هاي قابل ذکر دو نقاشي منسوب به بهزاد, با تاريخ ??? هجري, در
ظفرنامه و خمسه نظامي است. اين نقاشيها در حال حاضر در دانشگاه هابکينز
آمريکا نگهداري مي شوند و در آنها نحوه ساخت مسجد جامع تيمور و همچنين کاخ
خورنق به شيوه مينياتور به تصوير کشيده شده است. در اين نقاشيها تا حدودي
تزيينات و ابزار و ابزار و وسايل معماري مرسوم آن روزگار مانند داربست,
گونياي چوبي, اره, خط کش, بيل, تيشه, ماله, نردبان, و … و همچنين مصالح
ساختماني مانند سنگ, آجر, گچ, ملاط و کاشي و مراحل اجراي ساختمان نشان داده
شده است.
برخي محققان بر اين عقيده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره معماران
دوره اسلامي و روشهاي طراحي و ساختماني آنها, اين است که معماران در
مقايسه با شاعران, فيلسوفان و مورخان, کمتر مورد توجه بوده اند. البته اين
رأي درست به نظر نمي رسد؛ زيرا در ادوار مختلف نياز همگان به معمار و
استادکاران ساختماني براي ايجاد محلهاي مسکوني, تجاري و عبادي امري مسلم
بوده است.
مورخان اسلامي چون بيهقي, ابن خلدون و خواجه رشيدالدين, مطالب سودمندي
درباره معماري و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اند معماران از علوم
رياضي و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چيز به طراحي و
نقشه کشي مبادرت مي ورزيدند. فارابي فيلسوف بزرگ ايران مي گويد معماري
مبتني بر علم الحيل است و حيل, مهارت, هنر و فني است که با کار استادانه و
هنرمندانه در اشکال هندسي نشان داده مي شود. هندسه مبناي معماري بود و
معمار بسيار ماهر و استاد را مهندس مي گفتند که به معناي هندسه دان است.
همچنين متوني در دست است که در آنها از هندسه و طرحهاي هندسي براي
معماران بحث مي شود و سراسر اين کتابها داراي توضيحاتي است که به معماري
عملي ارتباط پيدا مي کند. بخشي از کتاب مفتاح الحساب نوشته جمشيد کاشي
رياضيدان و منجم عصر تيموري, به معماري اختصاص يافته و در آن بخش از روشهاي
ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث مي کند, از انواع طاقهايي که او شرح مي دهد
برخي را در بناهاي تيموري مي توان ديد.
معماران, استادکاران, بنايان و ديگر گروههاي وابسته به علم معماري, با
آگاهي کامل از فن معماري و با ابتکار و ابداعات خاص خود و رعايت کامل اصول
هندسه و مهارت هاي سنتي و همچنين الهام از عقايد ديني فضاي معماري ايران را
شکوهي جاودانه بخشيدند.
مسئوليت ساخت بنا نيز به عهده گروههاي متعددي بوده است؛ مثلاً گروهي
مسئول احداث ساختمان تا مرحله سفت کاري, و گروهي مسئول تزيينات بنا مانند
آجرکاري, گچبري و کاشيکاري بوده اند. همچنين بين استادکاران, سلسله مراتبي
وجود داشته, مانند مهندس, معمار, بنا, سرکارگر, سنگکار, گچکار, کاشيکار و
کارگر ساده که هر يک مسئوليت خاصي داشتند.
لازم به يادآوري است که معماران ايراني به علت فروتني از ثبت کردن نام
خود بر بناها خودداري مي کردند؛ به همين علت جز تعدادي از بناها که نام
معمار يا سازنده آن مشخص شد, بقيه فاقد نام استادکار يا سازنده آن است.
مصالح ساختماني
مصالحي که در ايجاد بناهاي دوره اسلامي به کار رفته متنوع است.
آجر. مهمترين مصالح ساختماني در ايران قبل و بعد از اسلام بوده است.
آجرهاي به کار رفته در معماري عموماً مربع شکل است که در کارگاههاي آجرپزي
در سراسر ايران ساخته مي شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا براي
تزيين آن نيز نقش مهمي داشت و از اوايل اسلام تا دوره تيموري تزيين بيشتر
بناها با آجرکاري است. همچنين از آجرهاي تراشدار و قالبي نيز استفاده مي
شد. آجرهاي پخته رنگهاي گوناگوني چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تيره داشته که
بيشتر در ابعاد ?*??*??, ?*??*?? و ?*??*?? سانتيمتر ساخته مي شد و در
قسمتهاي مختلف بنا مانند ايوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به
کار مي رفت(برجهاي خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه).
گچ.گچ از ديگر مصالح ساختماني است که در تمامي ادوار, در معماري استفاده
شده است. از آنجايي که گچ از مصالح ارزان قيمت بوده و زود سفت مي شده است,
کاربردهاي متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبري براي آراستن
سطوح داخلي بناها, نوشتن کتيبه ها, تزيين محرابها, زير گنبدها و ايوانها به
کار مي رفته است. بسياري از بناهاي عصر سلجوقي و ايلخاني با گچبري تزيين
شده اند. اهميت گچبري در بناهاي اسلامي به حدي بود که هنرمندان اين رشته به
«جصاص» معروف بودند ونام بسياري از اين هنرمندان در کتيبه هاي بناها به
يادگار مانده است. علاوه بر اين, هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجري از
شيوه هاي گوناگوني مانند گچبري رنگي, گچکاري وصله اي, گچکاري توپر و
توخالي, گچبري مشبک و گچبري مسطح و برجسته استفاده کرده اند(مانند اصفهان:
محراب اولجايتو, زنجان: گنبد سلطانيه, همدان: گنبد علويان و اشترجان: محراب
اشترجان).
کاشي.استفاده از کاشي براي تزيين و همچنين استحکام بخشيدن به بناها از
دوره سلجوقي آغاز شد و در طي قرون متمادي بويژه در عهد تيموري و صفوي به
اوج رسيد. کاشي نقش عمده اي در تزيين بناهاي دوره اسلامي داشت و با شيوه
هاي متفاوت توسط هنرمندان کاشيکار به کار مي رفت. استفاده از کاشيهاي يک
رنگ, کاشي هفت رنگ, کاشي معرق و تلفيق آجر و کاشي در دوره هاي سلجوقي,
ايلخاني و تيموري و صفوي در تزيين بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه
يافته است. تزيين بخشهاي گوناگون بنا, از پوشش گنبد و مناره گرفته تا سطح
داخلي بنا و زير گنبد و ديوارها و محراب با کاشيهاي مختلف, بويژه کاشيهاي
معرق, به بناهاي مذهبي و غير مذهبي ايران دوره اسلامي زيبايي خاصي بخشيده
است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غياثيه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد
گوهر شاد, تبريز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شيخ لطف الله و مسجد امام).
خشت.از ديگر مصالح ساختماني معمول در معماري ايران خشت است. در دوره
اسلامي يا تمامي بنا از خشت بوده يا بخشي از ديوارها از خشت و بقيه از آجر
بوده است. از آنجايي که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است,
بناهاي خشتي زيادي از روزگاران گذشته باقي نمانده است.
سنگ.در معماري اسلامي از سنگ براي کار در شالوده, بدنه, فرش کردن کف و
تزيين بنا استفاده مي شد. گرچه به علت موقعيت جغرافيايي و اقليمي استفاده
از سنگ در برخي نقاط چون آذربايجان بيشتر ديده مي شود, اما بهره گيري از آن
تقريباً در سراسر ايران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پي
بنا و ديوارها اهميت ويژه اي داشت و براي ساختن کتيبه ها سنگهاي گوناگوني
چون سنگ سياه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشيده و گاهي حجاري مي شد ـ
به کار مي رفت(مرند: کاروانسراي مرند, شيراز: مسجد جامع, کاشان: کتيبه هاي
مسجد ميدان).
چوب.استفاده از چوب براي ساختن در, پنجره, صندوقهاي ضريح, ستونها و تير
سقف و چهار چوب, از ويژگيهاي معماري اسلامي است که در ناحيه مازندران و
گيلان رواج بيشتري داشته است. درختهاي تبريزي, سپيدار, چنار, کاج و گردو از
جمله درختهايي بودند که از چوب آنها براي بخشهاي گوناگون بنا استفاده مي
شده است(ورامين: مسجد مامع, تبريز: ارگ عليشاه, ساري: امام زاده صالح).
شيشه. کاوشهاي باستانشناسي سالهاي اخير و همچنين بناهاي باقيمانده از
ادوار مختلف اسلامي نشان مي دهد که از شيشه هاي الوان به رنگهاي سرخ, آبي,
بنفش و سبز براي تأمين روشنايي و تزيين در و پنجره و قابهاي گنبد خانه و
شبستانها استفاده مي شده است. همچنين مطالعه متون تاريخي و مشاهده مينياتور
هاي قرن ششم تا دوازدهم هجري نشان مي دهد که شيشه, کاربرد وسيعي داشته است
(خرگرد: غياثيه, شاه زند: مقبره شيري بکا آقا, اصفهان: عالي قاپو).